قهرمان ميرزا عين السلطنه
745
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )
دسته گذشته به سلامتى و اقبال وارد شدند . شب را آنجا ماندم . همشيرهها تماما بودند . شب خوشى بود . افسوس كه نيك و بد هردو مىگذرد . پنجشنبه پنجم ذيحجه - عصر خانهء عماد السلطنه رفتم جمعى بودند . نواب عليه يك كرهء سه سال كه قزل است با يك تفنگ و بسيارى اسباب سوقات فرستادند . كره بد اسبى نيست . تولوى خان كه خيلى تمجيد مىكند چون خودش پسند كرده و خريده . نمىتوان تعريفات او را تماما باور كرد . آقاى عماد السلطنه هم يك تفنگ و بعضى چيزهاى ديگر فرستاده بودند . كره از نژاد كهيلان است . وضع آجودانباشى حكايت تازه بست رفتن آجودانباشى كل است . در اين چند روز اعليحضرت كه شخصا متكفل جزئى و كلى كارهاى عزيز السلطان مىباشند . دستخطى به نايب السلطنه مرقوم داشتهاند كه ثمر منصب نظامى عزيز السلطان چيست ؟ البته ابو ابجمعى به زودى پيدا كنيد كه منصب او رسمى هم داشته باشد . اصطبل ، توپخانه مناسب او هست . فكر مىكنيد ؟ از اتفاقات حسنه محمد حسين خان رئيس اصطبل و انبار ضمانت سى هزار تومان طلب بانك شاهنشاهى را كه ركن الدوله قرض كرده بود كرده . صدراعظم به جهت وصول تنخواه مأمورخانهء رئيس گذاشته بودند . محمد حسين خان كه خيلى از خودش راضى و خيلى طرف مضمون و ملاحظهء مردم است بواسطهء التفات نايب السلطنه و دامادى ركن الدوله و حرافى و زرنگى مادرش طاقت ناملايمات را نياورده مأمورين را كتك مفصلى زده و آقاى نايب السلطنه هم عريضهء شكايتى از صدراعظم به خاكپاى مبارك عرض كرده است . فرداى آن روز صدراعظم حكم كرده از مقابل شاه رئيس را دوانيده با كتك و فحش بسيار از در باغ بيرون كرده است . رئيس فورا خانهء صدراعظم بست مىرود . اعليحضرت هم كارهاى او را تماما به عزيز السلطان مرحمت مىفرمايند . آقاى نايب السلطنه چون راضى نبود هرقسم بود با رئيس سازش كرده تنخواه بانك را راه انداخته و مبلغى هم پيشكش داده مجددا كارها را به خودش دادند . صدراعظم توسط كرده خلعتى هم مرحمت فرمودند . در عوض چون آقا با آجودانباشى بىميل است حكومت خرقان فوج و سوارهء آنجا را براى عزيز السلطان در عوض اصطبل معين فرمودند . آجودانباشى هم به اصطبل خاصه بست رفته دو سه روز است آنجاست . شهرت دارد كه عزيز السلطان استعفا كرده و مجددا به خود آجودانباشى التفات كردند . اما درست معلوم نيست . ميل عزيز السلطان به اصطبل و انبار توپخانه بيشتر است . مىگويند محض اين است كه جاى مهرى براى امارت توپخانه گذاشته باشد و ظن غالب است كه امارات توپخانه را پس از چندى به عزيز السلطان مرحمت كنند . آقا هم اين مطلب را مىداند كه طفره مىزند . حرفهاى جهانسوز ميرزا شاهزاده جهانسوز ميرزا امير نويان خانهء حضرت و الا بود ، قسم مىخورد كه از